تبليغاتX

دل نوشته های کسی که به ته خط رسیده

I aM " D £ a D £ n D "

بدنم بي حس

پر استرسه

كسي كه مي ترسه

اون داره ميرسه

 

ميره و ميبينه

ادامه نميده

نشسته بيهوده

شكسته جون ميده

 

صداي تلويزيون

ميگه كنكور نزديكه

همه جا اسم اون

هستش و فردي كه

 

فكر ميكنه ميتونه

سر جلسه ميدونه

كه اگه نتونه

ميره ميشه ديوونه

 

حالا حتي اسم اون

نيستش توي اون خونه

حالا شده ديوونه

پشت كنكور ميمونه

 

يكي ميگه كه بره

خدمت كنه مردونه

حالا تو يه دوراهي

نشسته شعر ميخونه

 

خدا خدا ميكنه

يكي كمكش كنه

آدم خوبي نبوده

خودش اينو ميدونه

 

نشسته فكر ميكنه

خودشو بكشه يا خدمت بكنه

بشينه پشت كنكور

يا كه فرار بكنه

 

اينجا پر سختيه

پر بدبختيه

پر دو راهيه و

پر از اسم تختيه

 

ولي راهي كه اون رفت

ديگه وجود نداره

بخوايم مثل اون بشيم

اينجا راهي نداره

 

بابا ننه هِ ميگن درس خوبه

ولي نميدونن مشكل بچه هِ

فقط ميخوان دانشگاه بره

ولي درك ندارن دانشگاهم خرج داره

 

تو خرج مدرسه موندن

ولي ميگن دانشگاه بري فرق داره

فكر ميكنن كشكيه

يكي ما رو درك كنه

 

والا ما هم آدميم

بخدا ما هم دل داريم

يكي صدامونو بشنوه

بخدا ما هم جون داريم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده