اومدم بگم بيدار باشين كه قرار يه مدت درازو به اجبار بخوابي بدون اينكه بتوني بيدار شي...
البته اينو از بالاي يكي از وبهاي پيوند شده گفتم بازم دارم تقلب ميكنم كه منظورمو برسونم...
خوب مهم اينه كه نفس ميكشم ، نفس ميكشم كه بگم منم هستم ولي وقتي هيچ راهي نميبينم تا ادامه بدم اگه هر كسي جاي من بود بهتر از من نميتونست تصميم بگيره ...
امان از دست اين نقطه ها كه نميذارن آدم حرفشو تا ته بزنه ميگن بغضت رو نگه دارم مغرور باش تحمل كن ادامه بده تا ...
ولي خودشون نميذارن كه بدونم آخرش چي ميشه؟
اين نقطه ها دنياي جالبي دارن دقت كردي؟ بعضي وقتا با همن ميشن دوتا كه كمك ميكنن بين دو تا حرف تفاوت بوجود بياد باعث ميشن "ت"رو "ث" نخونيم بعضي وقتا با اين كه يه دونه اند ولي با كمك حرف هاي ديگه كمك ميكنن كه بشن يه معني بشن زندگي حتي بشن خدا نگهدار...
بعضي جاها همه چي رو تموم ميكنن مثل نقطه ي آخر جمله بعضي جاها كمك ميكنن كه هر جور ادامه بدي تموم نشه باز يه راه ديگه باشه مثل نقطه هايي كه جلوي "ادامه دارد..." ميذارن.
بعضي جاها نشون دهنده ي سكوت ميشن بعضي جاها ميشن يه معني بزرگ كه تو ذهن من جا نميگيره بعضي جاها حتي حمله ميكنن به يه صفحه كه يه نقاشي بشن و بعضي جاها حتي يه نقطه ي كوچولو هم ميشه كثيفي و درد سر و خلاصه نقص.
زندگي هم مثل اين نقطه هاست جالب و پر از راز . دقت كردي زندگي رو تا حالا چند جور معني كردن؟ هزار جور؟ ده هزار جور؟ اونقدر معني واسه زندگي شنيدم كه حسابش از دستم در رفته حتي خيلياشونو فراموش كردم: زندگي رسم خوش آيندي نيست زندگي اجبارست لاجرم بايد زيست........يا مثلا ميگن: زندگي بازيچه ي بازيچه هاست هر كسي دل نبندد گر به آن ديوانه ي ديوانه هاست.....خلاصه اون قدر معني داريم واسه اين زندگي كه كلا 5 حرف بيشتر نيست.